امسال سال انسجام ملی و اتحاد اسلامی یا شهاب حسینی ؟؟؟؟![]()
![]()

حتما" خیلی شنیدین که میگن هر کاری تو لحظه سال تحویل اننجام بدی تا آخر سال
ادامش میدی
(راستی ته هر نوشته یه دیالوگه اگه تونستین بگین ماله کجاست
البته دوستای خودم نمی تونن بگن اشاره به زی زی و شیده و سایه چون ار بس
دیگه تو مدرسه گفتم دیگه تابلو بقیه بگن )
حالا منظور : ![]()
شهاب حسینی لحظه سال تحویل سال 1386 از شبکه یک سیما مهمون خونه های ما
شدو کلی بهمون حال داد البته با نیما رییسی وبه این دلیل که لحظه سال تحویل تو
تلویزیون بود تا آخر سال هی با فیلمشاش صفا می داد ![]()
![]()
ا
ول:. تنگنا ( شرمنده ازش عکس ندارم خواستم از رو فیلمش عکس بندازم گفتم
همینجوری زیاده بخوام دیگه ایناهم اضافه بشه دیگه وبم به کل بالا نمیاد ![]()
بازیگران : شهاب حسینی / نیما رییسی / غزاله نظر اینا اصلیا بودن ولی خدایییش
چه فیلمی بودااا !! ![]()
![]()
اسم شهاب تو این فیلم : هادی
یکی از دیالوگای فیلم : پیمان:چند کیلو جنس داری ؟
هادی (شهاب ) : بیست و پنج کیلو
پیمان : خداییش ماله کیه هادی : ماله خودم
پیمان : ماله خوده خودت ؟ هادی:خودمو شریکام
هادی : ما که این بلدش بودیم توش موندیمو زدیم پلیس کشتیم تو که بیست پنج کیلو
شیکرم نمیتونی بفروشی !!!!
پیمان : اگه فروختم چی ؟
هادی : اگه فوروختی پولش ماله خودت
پیمان: می فروشم ولی پولش ماله خودت
هادی : اصلا" فکرشو نکن بخوای خودتو قاطی این بازیا بکنی
اگه بخوام کلشو بنویسم یه روز طول می کشه ولی کلا" خیلی قشنگ بود
درضمن "اگه اینا کارکن بودن که می زاشتنشون داروخونه " ![]()
![]()
اوهام : اوهام دومین فیلمی بود که تو اون سال از شهاب نشون داد ![]()
بازیگران : شهاب حسینی / بابک حمیدیان /لاله اسکندری / مارال فرجاد
اسم شهاب تو فیلم : شروین جان ![]()
دیالوگ فیلم :
شروین : دیروز خاطره شد گل سرخ دیشب خاطره شد ماه
و در کدامین فردا شب بلند خاطره خواهد شد آفتاب
چشمم که به ماه می افته عاشق می شم عاشق که شدم شاعر می شم
ستاره : خوش به حالت من ماهو که می بینم کنجکاو می شم
شروین : کنجکاو چی
ستاره : این که بدونم اون طرفشو که نمی تونم ببینم چه خبره
شروین : می خوای چی کار چه اهمیتی داره مهم ایت طرفشه که خوشگله
ستاره : اگه اون طرفش مثه این طرفش قشنگ نبود چی ؟
شروین : زشتیاش ماله خودش قشنگیاش ماله ما
ستاره : سخت شد
شروین : چی ؟
ستاره : عاشقانه دوست داشتنتش
شروین : چرا ؟
ستاره من هرکی رو که بشناسمش می تونم دوست داشته باشم
شروین : هرچی که باشه ؟ ستاره : هرچی که باشه
شروین : حنی من ستاره: حتی تو
شروین : چیو می خوای بدونی ؟
ستاره : همه چیو از اذل تا به ابد .
"اگه اینا کارکن بودن که می زاشتنشون داروخونه " ![]()
![]()
ناشناس : این فیلمو من دوست نداشتم ولی خوب شهاب توش بازی می کنه دیگه ![]()
بازیگران : شهاب حسینی / امین تارخ / لاله اسکندری
یکی از دیالوگای فیلم :
امین تارخ : کجا می ری من خواسته بودم که بیای
شهاب : نوبتت نیست فرصت داری
"اگه اینا کارکن بودن که می زاشتنشون داروخونه " ![]()
![]()
تنهایی :واقعا" قشنگ بود که دوبار نشونش دادن دیگههههه ![]()
![]()
بازیگران : شهاب حسینی / امیر حسین مدرس / لاله اسکندری / رویا تیموری
اسم شهاب تو فیلم : حمید
یکی از دیالوگای فیلم :
حمید : انگار منم باید یه چیزایی بگم ناهید : اگه دلت بخواد
حمید :خوب من واقعا" ازت ممنونم ناهید : به خاطر چی ممنونی ؟
حمید : به خاطر چیزای خیلی کوچیک . به خاطر اینکه یادت بود من این رستورانو
خیلی دوست درام .یادت بود بهترین غذای که دوست درام باقالی پلو
یادت بود با غذام فل فل می خورم بعد از غذا حتما" خلال دندون برمیدارم حتی یادت
بود از صدای خیار تو سالاد بدم میاد ازت ممنونم برای همه چزای کوچیک که برای
آدمای اهمیت نداره
ناهید : از همه ی اینا چه نتیجه ای می گیریم ؟
حمید : اینکه هنوز دوستم داری .
"اگه اینا کارکن بودن که می زاشتنشون داروخونه " ![]()

مدار صفر درجه : یک پدیده تو تلیویزون واقعا" گل کاشتن همشون شهابم که دیگه
لازم به گفتن نیست دیگه ولی کولاک کردددددددددددد . ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بازیگران : شهاب حسینی / ناتاپی متی /لعیا زنگنه / رویا تیموری / مسعود رایگان
اسم شهاب تو این سریال : حبیب پارسا
یکی از دیالوگای فیلم :
تئودور : حالا اگه سارا این کارو کرد چی مگه نه اینکه پی پاپوشی که برات ساختم
تصمیم گرفت واسه همیشه ترکت کنه ... چرا لال شدی جواب بده ؟؟؟؟
حبیب : اینو خداون باید جواب بده . باید به این سوال جواب بده . اگه تو این دنیا هیچ
جایی برای آرامش وجود نداره و اگه تمام رویاهای ما از عشق . عدالت . آزادی
فقط یک خیال بیهودست پس چرا مارو آفرید چرا !!!!
تئودور : این یک سوال جالب فلسفی که می تونی وقتی به جهنم واصل شدی
از طیق نامه نگاری با خداون پی جوابش باشی
"اگه اینا کارکن بودن که می زاشتنشون داروخونه " ![]()

رقص پرواز : خیلی باحال بود مخصوصا" آخرشو کی هیشکی نمی تونست حدس
بزنه ![]()
بازیگران: مهدی هاشمی / شهاب حسینی / لاله اسکندی
دیالوگ فیلم :
کجا ما نمی زاروم بری هتل کزایی
"اگه اینا کارکن بودن که می زاشتنشون داروخونه " ![]()
![]()
" فیلم های سینمایی "
گرداب : فیلم قویی نبود ![]()

بچه های ابدی : شهاب نقشش خیلی زیاد بود ولی فیلم خلی از هیجان بود ![]()

غیره منتظره : هم بازیگراش خوب بود هم موضوعش نو و جالب بود ![]()

محیا : تنها مدیون بازی فوق العاده شهاب ![]()
>>>>> ولی تو همش گل کاشتو قشنگ بازی کرد ![]()
![]()
![]()
" شب شیشه ای "![]()
![]()

یکی از جمله هایی که گفت :
آدم خوبه زراعتم می گنه مثلا" گردو به کاره شاید مجبور شه بیست سال
پاش بشینه ولی اون می مونه . گل فصلی رو یه باد که بزنه می ریزه ولی قشنگه
رنگارنگ آدمو جذب می کنه ![]()
![]()
>>>>> مراسم واسه عید فطر از شبکه سه هم شهاب توش بود ![]()
"جشن خانه سینما "![]()
![]()

شهابو باران در کنار هم الهیییییییی ![]()
" مراسم اهدای سیمرغ "![]()

سپاس گذارم اول . به خاطر گرفتگی صدا معذرت می خوام
سپاس گذارم اول از خدای بزرگ
. خانوادم و همه همکارانم که
بنده رو تحمل کردن از هیئت داوران به امید روزهای خوب آینده ![]()
![]()
![]()
"اگه اینا کارکن بودن که می زاشتنشون داروخونه " ![]()
![]()


ای آفریننده من
من رو در این سال ببخش و بیامورز ![]()
در راه راست و نکو هدایتم کن ![]()
عشق به دوستان و عزیزانم را فزون گردان ![]()
خدیا من عاشقت هستم ![]()
من را دوست بدار ![]()
" عسل "

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز
برای دلم
مشتری آمدو رفت
و هی این و آن سر سری آمدو رفت
ولی هیچکس واقعا"
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت :
چرا این اتق پر از دودو آه است
یکی گفت :
چه دیوارهایش سیاه است !
یکی گفت :
چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت :
و انگار هر آجرش قصه از غم و غصه و ماتم است !
و رفتند و دلم مان بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم :
خدایا تو قلب مرا می خری ؟
و فردای آن روز خدا آمدو توی قلبم نشت
و در را به روی همه پشت خود بست
و من روی آن نوشتم :![]()
ببخشید دیگر برای شما جانداریم
از این پس به جز او کسی را نداریم
" عرفان نظر آهاری "
امیدوارم همتون سال تحویل خوبی رو داشته باشید![]()
اگر دوست داشتید گره ای باز کیند عید بهترین موقع است
پس دست به کار بشین ![]()
![]()
خووووووووووووووودااااااااا ف ز ![]()
![]()






بعد از فیلم بسیار زیبای کلاغ پر
سينماي ما- فيلم هاي «به همين سادگي» (رضا ميرکريمي)،«زن دوم» (سيروس الوند)، «مجنون ليلي» (قاسم جعفري)، «تيغ زن» (عليرضا داوودنژاد) و «زن ها فرشتهاند» (شهرام شاه حسيني) به احتمال فراوان برنامه نوروزي سينماهاي تهران را تشکيل خواهند داد. با افتتاح رسمي سينما آزادي، گروه هاي سينمايي از چهار به پنج افزايش خواهد يافت و سالن اصلي سينما آزادي يکي از سرگروه هاي اکران خواهد شد.قرار است فيلم «زن دوم» به کارگرداني سيروس الوند برنامه نوروزي سينما آزادي باشد. «زن دوم» براساس رماني نوشته فرشته طائرپور ساخته شده و در آن محمدرضا فروتن، نيکي کريمي و آناهيتا نعمتي بازي مي کنند.فرشته طائرپور تهيه کننده اين فيلم «زن دوم» را به جشنواره فجر نداد تا آخرين ساخته سينمايي سيروس الوند که يک عاشقانه اجتماعي است، برنامه نوروزي سينماها باشد.
اما در گروه استقلال فيلم «به همين سادگي» ساخته رضا ميرکريمي اکران خواهد شد. «به همين سادگي» جوايز اصلي جشنواره فجر از قبيل جايزه بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر نقش اول زن را از آن خود کرد.
«به همين سادگي» اگرچه فيلمي تجربه گرا است و از قواعد فيلم هاي تجاري به دور است، اما توانايي جذب مخاطب در حد و اندازه هاي خود را دارد و مي تواند با تکيه بر سابقه کارگردانش و جوايزي که از جشنواره گرفته تماشاگر خود را پيدا کند.
فيلم «مجنون ليلي» ساخته قاسم جعفري نيز يکي ديگر از فيلم هاي اکران نوروزي سينماهاست که در گروه آفريقا اکران خواهد شد. جعفري پس از تجربه ناموفق «گرگ و ميش» تصميم گرفت فيلمي پربازيگر با مضموني طنز را جلوي دوربين ببرد.جعفري فيلم «مجنون ليلي » را که در مورد دست به دست شدن يک کادوي ولنتاين است، اواخر پاييز امسال کليد زد و به سرعت آماده نمايش کرد تا يکي از فيلم هاي اکران نوروزي باشد.«مجنون ليلي» از پراميدترين فيلم هاي اکران نوروز براي دستيابي به فروش بالا است که با توجه به ترکيب بازيگران و سوژه يي که دارد مي تواند تبديل به يکي از پرفروش ترين فيلم هاي سال 87 شود. محمدرضا گلزار، حميد گودرزي، الناز شاکردوست، حامد بهداد، نيما شاهرخ شاهي، بيتا سحرخيز، يوسف تيموري، ابوالفضل پورعرب و رضا رويگري از جمله بازيگران فيلم تازه قاسم جعفري هستند.گفته مي شود فيلم «زن ها فرشته اند» ساخته شهرام شاه حسيني هم پروانه نمايش دريافت کرده تا اين فيلم نيز برنامه نوروزي گروه عصر جديد باشد.«زن ها فرشته اند» دومين فيلم شاه حسيني بعد از «کلاغ پر» است که اين فيلم هم مضموني طنزآميز دارد.امين حيايي، نيکي کريمي، مهتاب کرامتي، ليلا اوتادي، محمدرضا شريفي نيا و احمد پورمخبر بازيگران اين فيلم هستند.آخرين فيلم اکران نوروزي سينماها «تيغ زن» ساخته عليرضا داوودنژاد است. اين فيلم هم که مدت نسبتاً زيادي از توليدش مي گذرد، مدتي در انتظار دريافت پروانه نمايش به سر مي برد. «تيغ زن» هم مضموني طنزآميز دارد و حال و هوايش بي شباهت به «هوو» ديگر ساخته داوودنژاد نيست. رضا عطاران، لادن مستوفي و علي صادقي بازيگران اين فيلم هستند. «تيغ زن» قرار است در گروه قدس اکران شود.ضمناً فيلم هاي «هميشه پاي يک زن در ميان است» ساخته کمال تبريزي و «دايره زنگي» ساخته پريسا بخت آور که گفته مي شود از فيلم هاي اکران نوروزي هستند، به علت دريافت نکردن پروانه نمايش، اين فرصت را از دست دادند. از سوي ديگر گفته مي شود دو فيلم از ميان فيلم هاي «در دره الاه»، «1408» و «فرزندان بشر» نيز برنامه اکران خارجي سينماها را تشکيل خواهند داد.
منبع خبر: اعتماد

حامد بهداد، به واقع يك پديده است، سال ها قبل وقتي در "آخر بازي" همايون اسعديان بازي كرد نشان داد كه بازيگري خاص با توانايي هاي منحصر به فردي است.
او هرچند در همان سال، يعني جشنواره هجدهم كانديداي دريافت جايزه شد، اما نه تنها به حقش نرسيد بلكه مدت ها دور از چشم ماند تا اينكه پس از چند سال وقفه در كارش با ايفاي نقشي كوتاه، اما موثر در فيلم بوتيك بار ديگر خوش درخشيد و آرام آرام راه خود را در دنياي بازيگري هموار كرد، او در همين ايام با بازي در مجموعه "سايه آفتاب" ساخته محمد رضا آهنج و درخشش در اين مجموعه براي مخاطب تلويزيون نيز شناخته شد.
بهداد پس از اين در آثار ديگري نيز به ايفاي نقش پرداخت و به چهره ايي محبوب تبديل شد، او حالا به خوبي بر اين نكته واقف است كه تماشاگران خاص خودش را پيدا كرده و مي تواند به واسطه حضورش در پروژه ايي مخاطب را به سالن سينما بكشاند يا پاي تلويزيون بنشاند.
او با اعتماد به نفس خاصي مي گويد: " بايد تماشاگر را از خانه بيرون كشيد و اورا وارد سالن سينما كرد، تلويريون اين بستر را به خوبي فراهم مي كند، وقتي تو به عنوان يك بازيگر در مجموعه اي خوب بازي كني و مخاطب جذابيت هاي بازي تو را درك كند، او را با خود همراه كرده اي، من هم بازي در مجموعه " يك مشت پر عقاب" را قبول كردم تا مخاطب را با خودم همراه كنم و مطمئن هستم به واسطه حضورم در اين سريال حداقل 5 ميليون تماشاگر را براي فيلم هايم كه سال آينده اكران خواهد شد به سينما مي كشانم."
از او اين شب ها سريال " يك مشت پر عقاب " از شبكه اول در حال پخش است مجموعه ايي كه توانسته به مخاطب خود ارتباط برقرار كند.
گذشته از فيلمنامه جذاب فرهاد توحيدي و كارگرداني خوب اصغر هاشمي يكي از عوامل اصلي موفقيت اين اثر به بازي رضا كيانيان و حامد بهداد مربوط مي شود. بهداد كه در اين اثر ايفاگر نقش امير حسبين دانشور است.
جواني كه در پي راز كشف قتل خواهر دوقلويش است . او كه به خوبي اين نقش را به باور مخاطب نشانده در اين باره مي گويد:" گفتن از شخصيتي كه بازي كردم هميشه برايم سخت بوده ، چون سبك كارم به اين كونه است كه نقش را در خودم فرو مي برم و آن را تبديل به بخشي از وجودم مي كنم ، به همين دليل نقش ها يم از جمله نقش امير حسين دانشور به نوعي شبيه به خودم هستند."
امير حسين دانشور برخلاف اكثر كارهاي ديده شده بهداد شخصيتي درون گرا دارد كه همين نكته توانسته بخشي ديگر از توانايي هاي اين بازيگر را نشان دهد .او درون گرايي شخصيت امير حسين را ناشي از تربيت خانوادگي و طبقه اجتماعي او مي داند كه موجب شده يك نوع صبوري در رفتار او ديده شود.
بهداد از كار با اصغر هاشمي بسيار راضي است و صبوري و آرامش اين كارگردان در حين كاريكي از عوامل موفقيت كار ميداند.
بهداد و سفر به سال 61 هجري قمري
حامد بهداد اين روزها سخت درگير پروژه مذهبي- تاريخي «زخمهاي رويا» به كارگرداني حسين سهيليزاده است. اين مجموعه از توليدات گروه فيلم و سريال شبكه دو است كه تصويربرداري آن از بيستوهفتم ديماه در تهران شروع شده و تا اواخر فروردينماه سال آينده نيز ادامه خواهد داشت.
اين مجموعه كه فضاي آن آميخته با رويا و تخيل است داستان زندگي استاد دانشگاهي را به تصوير ميكشد كه طي سفري كاري به يكي از شهرهاي مرزي كشور در غرب دچار سانحه شده و بعد از به هوش آمدن در بيابان متوجه ميشود به سال 60 هجري برگشته و واقعه عاشورا در شرف وقوع است.
بهداد در اين مجموعه تلويزيوني با فرامرز قريبيان، الهام حميدي، مرجان شيرمحمدي، پرويز فلاحيپور، محمد عمراني و شهرام عبدلي همبازي است. فيلمنامه اين اثر به شكل مشترك توسط عليرضا كاظميپور، سعيد جلالي و محمد بيراوند به نگارش درآمده است
مهرام مدیری منتظرتیم ![]()

قرار گاه مسکونی ( ولی حیف که شبکه پنجه

شبکه هاي يک، دو، سه و پنج سيما اين روزها به شدت در تکاپوي آماده کردن سريال هاي نوروزي خود هستند. مناسبت نوروز يکي از مجال هاي مهم شبکه هاي تلويزيوني براي رقابتي شديد است. تجربه نشان داده آنچه برگ برنده اين رقابت ها به شمار خواهد رفت، کيفيت و خلاقيت و نوآوري است و تنها نمي توان متکي به نام ها بود و به مدد آنها از همين الان پيش بيني کرد کدام يک از شبکه ها گوي رقابت را از ديگران خواهند ربود.شبکه يک ؛ مقدم يا لطيفيسيروس مقدم که اغلب کارهاي پرمخاطب او در ژانر ملودرام هاي خانوادگي است اين بار از سوي شبکه يک سيما براي ساخت سريالي طنز دعوت شده. محمدرضا شريفي نيا، حميد لولايي، رضا شفيعي جم، رامين ناصرنصير، افسانه بايگان، مهرانه مهين ترابي، رامين راستاد، محسن قاضي مرادي و نادر سليماني از جمله بازيگراني هستند که مقدم را با سريال «پيامک از ديار باقي» همراهي مي کنند. محسن تنابنده و سعيد آقاخاني نويسندگان اين سريال 15 قسمتي هستند. «پيامک از ديار باقي» اولين اثر مقدم در ژانر طنز محسوب مي شود. شبکه يکسيما همچنين در حال ساخت سريال ديگري به نام سه در چهار به کارگرداني محمدحسين لطيفي است. در اين مجموعه تلويزيوني بازيگراني چون محمد کاسبي، مهران رجبي، علي صادقي، شهره لرستاني، اشکان اشتياقي، ناديا دلدارگلچين، مريم سلطاني، شمسي فضل اللهي و مجيد صالحي ايفاي نقش مي کنند. اين سريال نيز اولين تجربه محمدحسين لطيفي در ژانر طنز است که مجيد صالحي و رضا عطاران او را همراهي مي کنند. عليرضا برازش مدير شبکه اول سيما درباره اينکه در نهايت کدام يک از اين دو سريال در ايام نوروز پخش خواهند شد، در گفت و گو با فارس گفت؛ فعلاً اين دو مجموعه مراحل ساخت خود را مي گذرانند و هر کدام که زودتر آماده شود به حتم پخش خواهد شد.شبکه دو با «نشاني» رامبد جوانشبکه دو سيما در اين رقابت شديد امسال به سراغ رامبد جوان رفته است که از مدت ها قبل به طور روزانه با اين شبکه در برنامه سلام مردم ايران همکاري دارد. رامبد جوان براي اين شبکه در حال ساخت سريال نشاني است. داوود رشيدي، رامبد جوان، پروانه معصومي، آتنه فقيه نصيري، فقيه سلطاني، فلورا سام، اميرحسين صديق، کورش تهامي، برزو ارجمند، پرويز پورحسيني و مرضيه برومند در اين مجموعه بازي مي کنند. داستان «نشاني» که در 13 قسمت 45 دقيقه يي براي پخش از شبکه دو سيما ساخته مي شود، درباره دختري به نام ليلاست که در پي ورشکستگي شرکت عمه اش در خارج از کشور به ايران باز مي گردد تا صندوقچه عمه خود را که پنهانش کرده، بيابد.شبکه سه و «مرد هزارچهره» مديريشبکه سه که مخاطبان پر و پا قرصي براي تماشاي سريال هاي طنز دارد، بار ديگر به برگ برنده خود يعني مهران مديري روي آورده است.مهران مديري امسال قصد دارد با مجموعه تلويزيوني «مرد هزارچهره» به تلويزيون بيايد. سيامک انصاري، هادي کاظمي، شقايق دهقان، بهنوش بختياري، اليکا عبدالرزاقي، پژمان بازغي، عليرضا خمسه و جواد رضويان بازيگراني هستند که در مجموعه نوروزي مرد هزارچهره با مديري همکاري دارند. مهراب و پيمان قاسم خاني نويسندگان متن مجموعه نوروزي شبکه سه هستند. اين مجموعه جديد در 15قسمت به تهيه کنندگي برادران «آقاگليان» ساخته مي شود و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد کرد.شبکه پنج و «قرارگاه مسکوني» رضويانشبکه پنج سيما که بعد از پخش سريال مناسبتي ماه رمضان، سريال ديگري تهيه شده در گروه فيلم و سريالش ندارد، اين بار نيز به سراغ يکي از توليدات شبکه هاي نوروزي براي پرکردن آنتن نوروزي خود رفته است.مجموعه تلويزيوني «قرارگاه مسکوني» به کارگرداني «جواد رضويان» ساخته شده که قرار بود از شبکه يک سيما پخش شود، اما گويا بنابر تشخيص ناظر کيفي آن به دليل کيفيت پايين پخش نشد.جواد رضويان که در سريال چارخونه نيز نتوانست موفقيت هاي طلايي خود را تکرار کند و مورد انتقادهاي زيادي قرار گرفت، اين بار در آزموني ديگر قرار مي گيرد.
مصاحبه با دانیال عبادی چهره روز سی نما

این کجا گلزار کجاااااااااااااا
دیگه دوست شهابه دیگههههههه
یک بیوگرافی کوچیک از خودت به ما بگو
من ۲۵ سالمه ٬ دانشجوی رشته ی MBA (بیزینس اجرایی) در مقطع کارشناسی ارشد هستم.
قبل از غیرمنتظره چه کار میکردین ؟
قبل غیر منتظره درس می خوندم و با توجه به رشته ام مشاوره در رابطه با بازاریابی ٬ بازرگانی و تبلیغات برای شرکت ها ی تجاری و صنعتی انجام می دادم.قبل ازآن هم به صورت حرفه ای ورزش می کردم.
درس خواندنت به سینما لطمه نمی زند ؟
نه، به شرط آنکه یک برنامه ریزی درست داشته باشی فکر نمی کنم؛ .
۱ چیز را خیلی رک بگو ٬ دانیال عبادی می خواهد بازیگر بماند یا چهره شود ؟
شما فیلم را دیدید ٬ من در مصاحبه های قبلی گفتم و الان هم خدمت شما میگم . من با اینکه « غیر منتظره » فیلم اولم بود تن دادم به گریم شخصیتی که کاملاً صورتش ویران می شه ٬ چهره از نیمه فیلم به زیر ماسک می رود و چهره آنچنان دیده نمی شه و حتی اول فیلم هم یک چهره متفاوت از چهره خودم دارم . خب این فکر می کنم دیگه جواب سوال شما باشه . من اگه به دنبال چهره بودن، بودم، در فیلم اولم به این نوع گریم تن نمی دادم.
پس حتماً می خواهید بازیگر بشوید ؟
حتماً . زیبایی چهره یک نفر به نظر من چیزی است که انسان در آن دخیل نیست و خدا اونو به انسان میده ولی آن چیزی که ما خودمون به عنوان یک بازیگر دخیلیم، بازی هایی است که از ما میبینید که سطحش را چقدر بتوانیم ارتقا بدهیم .
چی شد که دانیال عبادی پایش به عرصه سینما باز شد ؟
من فیلمنامه نویسی را دوست داشتم . دو ٬ سه تا کار کوچیک هم کرده بودم در حد سیناپس و طرح اولیه برای فیلم کوتاه . من کارهای دکتر کریمی را خیلی دوست داشتم و دنبال می کردم مخصوصاً رستگاری در هشت و بیست دقیقه ٬ شمعی در باد و ... ٬ فیلمنامه هایش را خیلی دوست داشتم ٬مخصوصاً فیلمنامه رخساره را وهمین طور هم که پیش می رفت کارهای جدیدشون . شهاب حسینی دوست عزیز من ٬ خیلی عزیز من ٬ من را معرفی کرد به دکتر کریمی برای بازی ، چون ایشان در جریان داستان فیلم بودند و می دانستند دکتر تست های متعددی گرفته اند ولی به چهره و بازی ایده آلشان نرسیده اند. ایشان مرا برای بازی معرفی کردند، درحالیکه خودم درجریان نبودم، از تمام کمک های شهاب عزیزم و اعتمادی که به من کرده اند ومرا معرفی کرده اند و بعد اعتماد به نفسی که به من در جریان بازی بخصوص در صحنه هایی که در خدمتشان بودم بسیار سپاسگزار. آقای دکترهم پیشنهاد تست را به من دادن که من هم تست دادم و قبول شدم . این شد که اصل داستان تغییر کرد اما کماکان بدنبال فیلمنامه نویسی هم هستم اگر خدا بخواهد .
حالا که غیر منتظره تمام شده نرفتین دنبال فیلمنامه نویسی ؟
چرا الان هم به دنبالش هستم اما آقای دکتر کریمی بدلیل گرفتاری هایی که داشتن بعد از فیلم، متاسفانه من زیاد نتوانستم در خدمتشون باشم . اما اگر فرصتی بشه حتماً در کلاس های ایشون شرکت می کنم که بتوانم به صورت حرفه ای فیلمنامه نویسی انجام بدم. اما همچنان می نویسم و فعلاً در کشوی میزم بایگانی می کنم ( می خندد).
من احساس می کنم رخساره را بخاطر شهاب حسینی که در آن فیلم بازی می کرد دوست دارید.
نه اون زمان با آقای حسینی من دوست نبودم . من بخاطر اینکه کلاً علاقه مند به فیلمنامه و کارهای آقای کریمی بودم رخساره را خواندم .ضمن آنکه بازی های شهاب حسینی را هم دوست داشتم.
عبادی که فیلمنامه نویسی را خیلی دوست دارد . چرا رشته تحصیلی اش را هنر انتخاب نکرد؟
به نظرم هنر ، به خصوص نوشتن یک چیزی هست که در خلوت شما اتفاق می افتد وقتی دوست داری با کاغذ درد و دل کنی، یعنی لحظاتی را داری از سر می گذرانی که شخصی اند، بهت لذت می ده، آرومت می کنه، من به نوشتن از این زاویه نگاه کردم و جلو رفتم. اما جایی حس کردم یکی باید به من کمک کنه که نوشته هام نظم نسق بگیره، صیقل بخوره، غلطها گرفته بشه که به دنبال کلاس فیلمنامه نویسی رفتم. اما نوشتن همچنان برایم اون خلوتِ لذت بخش است.
اگر سینمای ایران را تقسیم کنند و بگویند این بازیگر ها باشند و آن ها نباشند . دانیال عبادی در کدام گروه هست؟
من این سوال شما را نمی توانم جواب بدم بدلیل اینکه دید مردم فرق می کنه . مردم باید بخواهند که یک تعداد بازیگر باشند و یک تعداد نباشند . یک عده از مردم بازی را دوست دارن . یک عده چهره را دوست دارند و یک عده هر دو را . ببینید اگر یک بازیگری بیاد چهره ی خوبی داشته باشه می تونه کارش را ادامه بده . اگر یک بازیگری بیاد بازی خوبی داشته باشه می تونه ادامه بده و یک بازیگر هم که هر دورا دارد اون هم می تواند ادامه بدهد. پس مهم این هست که تو می خوای جزو کدوم باشی. .
توی این سرما و ایام محرم و جشنواره فیلم فجر وقتی فیلمی در روز اول اکرانش ۵ میلیون می فروشد خیلی عجیب است .
به نظر من این بر می گرده به قصه خوب فیلم و شناختی که مردم از سابقة داستانهای قبلی کارگردان فیلم دارند وگر نه تبلیغی که ندارد و من را هم که نمی شناختند .
من می گم فقط از روی پوستر فیلم بوده .
از روی پوستر رفته باشن ؟ استثنائاً ممکن است این اتفاق هم بیافتد ولی قاعده نیست.
الان بنظرم دانیال عبادی صرفاً یک چهره است . ببینید برخی از بازیگر ها را ما داریم که دارن خودشون را به آب و آتیش میزنن که از چهره بودن در بیان . حالا با اینکه یک دونه عکس نیست از شما در سینما ها با صورت بسته ٬ با تاول ها و با گریم متفاوتتون در اول فیلم و همه ی عکس ها از آن بیست دقیقه ای است که شما مدل هستید و عکس میگیرید . مخاطب صرفاً بدلیل چهره داخل سینما میرود و معتقدم هیچ کدام از بازیگران دیگر عامل فروش فیلم نیستند چون هر دو بازیگر دیگر « غیر منتظره » ٬ فیلم بر روی اکران دارند نمی فروشد . هانیه توسلی با « عاشق » به کارگردانی افشین شرکت و شهاب حسینی با « بچه های ابدی » به کارگردانی پوران درخشنده که هر دو کارگردان هم شناخته شده هستند .
ببینید برای ورود اول به سالن سینما این حرف شما شاید درست باشه ولی خب سینما یک صنعت است ٬ وقتی هم که صنعت هست بیزینس پشتش است و هیچ وقت عوامل یک فیلم نمی آیند کاری بکنند که بر ضد گیشه شان باشد یعنی بیایند عکس هایی از تاول و گریم من در فیلم بزنند که ضد گیشه باشد و داستان فیلم لو برود . این لطف شما است که می گویید من عامل فروش یک فیلم هستم به تنهایی ولی ٬ شما امروز میری فیلم را میبینی و اگر از قصه و داستان خوشت نیاید به دو نفر دیگه هم که می خواهند بروند می گویی : نه بابا نرو به در نمی خوره می خوای بیبینی طرف رو همین عکسش را ببین اونجا ٬ ولی به نظر من اینجوری نیست . حتماً داستان هم خوب بوده که دو نفر دیگه هم میروند و فیلم را میبینند .
طرح اولیه فیلم خوب بود اما به نظر من فیلمنامه حداقل نسبت به کارهای گذشته آقای کریمی ضعیف بود .
به نظرم غیر منتظره از حیث طراحی داستان ، شخصیتها ، ریتم ، فضا و ... نسبت به داستانهای قبلی دکترکریمی بشدت متفاوت است، تفاوتی که به نظر من امتیاز اینکار نسبت به کارهای قبلی ایشان است، به نظر شما ضعف آن نسبت به کارهای قبلی تلقی می شود. اما آنچه باعث این تفاوت دیدگاه شده، متفاوت بودن این قصه است.
خب حالا برگردیم سر همون موضوع اول چون من جوابمو نگرفتم .آقای کریمی برای غیر منتظره از ۲۰۰ مدل تست گرفته بودن . من جایی از شما خواندم که پیشنهاد مدل بودن داشتم اما قبول نکردم بخاطر اینکه صرفاً چهره ام دیده نشود . آقای کریمی هم که از چهره شما تست گرفتن . فکر نمی کنید این ربطی داشته باشه به این که فقط چهره دیده بشود ؟
شما دارید بازیگری را با مقوله مدل بودن مقایسه می کنید . ببینید شاید، امروزه برای ورود به سینمای ما خیلی مهمه که یک چهره خوب داشته باشیم . به نظرم ۵۰ درصدش اینه که لازم هست اما کافی نیست و بعد مقوله بازی و بازیگری و چقدر ماندگار بودن است . من وقتی میآیم فیلمی را بازی می کنم حالا بدلیل چهره انتخاب می شم ولی باید بتوانم بازی کنم آن هم دونقش کاملاً متفاوت در یک زمان ، آنهم پر از اوج و فرود اگر قصد سازندگان غیر منتظره فقط نشان دادن یک چهره بود آن چهره را ویران نمی کردند اما در مدلینگ وقتی یک عکس از شما میره روی بیلبورد صرف بخاطر یک محصول تجاری خاص و مفهوم ارزشی ندارد ٬ این تا آخر همان یک عکسه . من اگر زمانی بخواهم کار مدلینگ هم انجام دهم همانطور که در مصاحبه های قبلی ام هم گفتم چیزی را که به ارتقای سطح کیفی جامعه ٬ فکر می کنم خیلی بزرگ صحبت کردم ٬ چیزی را که یک پیام ارزشی داشته باشه این خیلی به مراتب بهتر است تا تبلیغ صرف یک کالا باشه و فقط به عنوان یک چهره .
یعنی تبلیغ کالا نمی کنید ؟
چرا . ما خیلی از محصولات را داریم که بازار تجاری خیلی خوبی دارند و به جامعه کمک می کنند . ببین ما خیلی چیزا رو داریم که یک پیام مفهومی ارزشی داره .
مثلاً ؟
برای بیماری ایدرز برای سازمان یونیسف و ... یک سری هم محصولاتی را داریم که این محصولات هم به ارتقای جامعه ما کمک می کنه .
تست آقای کریمی چی بود ؟ تست بازی بود یا عکس میگرفتن ؟
تست بازی به شیوة مرسوم که مثلاً بخند یا گریه کن، نگرفتن ٬ چون بعدها گفتند اصلا به این نوع تست گرفتن اعتقادی ندارند. تست دوربین از من گرفتن که ببینن من پشت دوربین چطوری هستم ولی من احساس می کردم اون چند روزی که می رفتم پیش آقای کریمی از لحاظ روان شناسی و نگاه های ایشون مدام در حال یک نوع تست روانشناسانه هستم. ایشون می خواستند بیبینند که من به قالب اون نقش و شخصیت می خورم یا نه .
غیر منتظره را چند بار دیدین در سالن سینما ؟
دوبار
ریکشن مردم چطور بود ؟
خوب بود خدا شکر .مردم خیلی لطف دارن. .
خودت از بازیت خوشت آمد وقتی فیلم را دیدی ؟
بنظر من یک بازیگر هیچ وقت نباید از بازی خودش خوشش بیاید و هر زمان این اتفاق بیفته همانجا می ایستد و دیگه نمی تواند پیشرفتی بکنه، اما دلگرمی هایی از دور و ور می گرفتم خدا را شکر .
یکی می گفت وقتی من بار اول خودم را روی پرده دیدم گفتم وای من چقدر فاجعه ام ! تو چطور ؟
این اتفاق عین شنیدن صدای خودت از پخش صوت یا رادیود، بخصوص وقتی که بخاطر نوع نورپردازی ، چهره ات عوض میشود یا خودت را باگریم می بینی، کلاً آدم حجیم تر از آنچه هست نشان داده می شود...
من از سکانس بیلبوردی که با شهاب حسینی هستی خیلی خوشم اومد یا مثلاً از سکانسی که صورتت بسته است .یک توضیحی درباره این سکانس که من دوست دارم میدی . واقعاً خودت را بر روی بیلبورد دیدی آنقدر ذوق کردی ؟
نه ، بازی ام بود، چون تا آماده شدن وجلوی دوربین رفتن چند ساعتی در آن لوکیشن بودیم و بیلبورد را می دیدیم . ضمن آنکه آخرین روزهای فیملبرداری بود وعکسهایی ازمن در روزنامه ها ومجله ها خورده بود. از اینکه بازیم را دراین صحنه دوست دارید خوشحالم. ضمن آنکه من می بایست خوشحالیم را از دیدن خودم در آن بالا نشان می دادم نه صرفا به خاطر عکس خودم، بخاطر آنکه عکسم بر روی بیلبوردی که بر فراز سطح شهر است موقعیتی برتر وشاید هم اعتماد به نفسی به محمود که شخصیت متزلزلی است ، می داد، می بایست ذوق زندگیم را نسبت به این موقعیت برتر نشان می دادم ، نه صرفاً عکسم.
خودت از کدام سکانس خوشت آمد ؟
من ... ( مکث و خنده ) نمی دونم ٬تعریف از خود نمی شه؟!
خب از کدوم سکانس خوشت نیومده ؟
ببین من الآن تمام سکانسها را مجزا نگاه می کنم، در بعضی ها صد درصد راضیم واز بعضی ها رضایتم نسبی است و با توجه به شناختی که الآن نسبت به کارم پیدا کرده ام که بیشتر از زمان بازی در فیلم است نگاهی منتقدانه و حتی تخطئه گر نسبت به خودم دارم اما در کل وقتی غیر مجزا و در پیوستگی با یکدیگر بازیم را می بینیم احساس می کنم یک دست است. نوسان زیادی ندارد و بهتر می دانید که یک بازی یک دست خوب یا متوسط بهتر از بازیهایی است که در بعضی جاها درخشان ودر بعضی از جاها خوب یا قابل قبول باشد. بنظرم این یک دستی هست. صحنة جشن تولد خوب است، آن بازیم را که در سکوت است دوست دارم.
با مخاطب ارتباط برقرار می کردی ٬ یعنی موقع تاول زدن صورتت مخاطبان آه می کشیدند و از این قبیل ریکشن ها .
در دوباری هم که من در سالن سینما نشسته بودم ٬ این ارتباط اتفاق افتاده بود و من حس می کردم ریکشن ها را در جاهایی . ما یک ریکشن هایی را انتظار داریم در جاهایی و همون اتفاق میوفته که این سکانس جوری انجام میشه که اون ریکشن از مردم گرفته میشه در جاهایی و وقتی این ریکشن ها درست در میاد یعنی اون حس درست منتقل شده واون ارتباط که شما میگین برقرار شده. .
ببین بازی در اون سکانس ها آن طوری که باید ٬ به نظر من درنیامده . اما باز هم مخاطب با شخصیت ارتباط برقرار می کند . منظورم اینه که چون مردم تورا میدیدند و تورا قبول کرده بودند این احساس بهشون دست میداد نه بخاطر بازیت، یعنی اون "آن" شما داشتین.
بنظر من داشتن « آن » خیلی خوبه و شما لطف داری ، اگر « آن » داشته باشی می توانی به عنوان یک بازیگر خوب به چشم بیایی . حتی اون « آن » دلیلش این نیست که تو زیبا باشی یا زشت باشی . تو میتونی زشت باشی ولی در یک کاراکتر هایی خیلی آن داشته باشی . من تمامی سعی خودم را کردم در این فیلم که بتوانم بازی خوبی ارائه بشه و خدارا شکر فید بک هایی هم که میگیرم خوب هستند .
درباره نقشت و اینکه چه جوری سعی کردی بهش بررسی ۱ توضیح میدی ؟
من دونقش داشتم محمود و بیژن ، که هر کدام دو نیمه داشتند، یعنی 4 نوع پرسونالیتی در این پرسوناژ وجود داشت. اول محمود ، مردی عضلانی با چهره ای مردانه ، صدایی بم اما با اعتماد به نفس کم که در زندگی شخصیتی پیرو دارد و نفر دوم زندگی است و زنش که تهرانی است و نقاش ، بر او غلبه دارد واو به وجود زنش افتخار می کند. این محمود در دیزالوی آرام به بیژن تبدیل می شود ، شخصیتی مردد که ظاهراش زیبا شده، مردانه بودن ظاهری اش کم شده، صدایش زیرتر از قبلی است اما تزلزل وعدم اعتماد به نفس محمود را دارد. نیمی ازاین است و نیمی از آن، اینجا دیگر پیرو و پشت سر زنش نیست، در کنار اوست، خود را همسان با او در موقعیت می داند، او هنرمند شده، کارش همانند کار زنش آرتیستیک است و مهم، در نتیجه هنوز در این که کنار اوبماند مردد است و بعد تبدیل می شود به بیژن ، که هم ظاهرش تغییر کرده وهم اعتماد به نفس کافی یافته است. حالا دیگراو شخصیت پیرو نیست و یک شخصیت رهبر است، و نیمه ی دوم این شخصیت ، یعنی همان بیژنی که متزلزل می شود ، به تردید دربارة موقعیت وجایگاه اش می افتد و کم کم دیزالو می شود به شخصیت اولش محمود، محمودی که حالا نسبت به قبل شناخت بیشتری نسبت به زنش پیدا کرده ودر زندگی مقهور و مغلوب او نیست.
قبول داری بازی با میمیک نداری ؟
خب من یک سوال ازت می پرسم . الان که روبروی من نشستی من بازی با میمیک را دارم یا نه ؟
الان بازی با میمیک را دارید
خب اونجا توی فیلم بنا به شخصیتی که من بازی می کردم و باید یک حسی را میرسوندم این اتفاق نیوفتاد . چون تاکید مکرر آقای کریمی بر این بود که بازی به هیچ عنوان اغراق آمیز نباشه و یک بازی روان جوری که زندگی کنی با این نقش . خب شما الان میگین من میمیکو . دارم اما اونجا داشتم بر خلاف اون چیزی که هستم را بازی می کردم . چون حساب کنید کلوز آپ از میمیک برای بازیگری که کار اولش هست و شناخته شده نیست کوچیکترین اشتباهی همه چیز را به هم میریزد و من خدا را شکر می کنم که شما فیلم را دیدی و آن چیزی که آقای کریمی میخواستیم به آن توجه بشه را فهمیدی و الان داری از من سوال می کنی . ضمن اینکه من حسهایی را باید به نمایش می گذاشتم، مثل هل شدن ، دستپاچگی ، ناآشنا بودن با محیط که اگر میمیک زیادی داشتم، اغراق و تصنعی بودن را بیشتر از حد به نمایش می گذاشتم. کلاً من به انتقال حسم به روش غیر زبانی (Non verbal) خیلی علاقمندم بتوانم بدون اینکه تمام حسم را در لحن و بیان وکلام و دیالوگم بریزم بتوانم با نگاهم حس را متقل کنم. بهر حال تأکید کارگردان بود که در حرکات چشم وابرو ودست و حتی مو و ... بشدت خست نشان دهم.
اولین سکانسی که ازت گرفتن کدام سکانس بود ؟
سکانسی که سر میز با خانم توسلی نشستیم و داریم شام می خوریم و اون ماسک روی صورتم است و خانم توسلی می گویند : « هرچی داری به نام من کن » . سکانس خیلی سختی بود و آقای دکتر اصرار داشتند این سکانس اول انجام بشه بدلیل اینکه قبلا تمرین کرده بودیم و معتقد بودند اگر این سکانس را خوب بازی کنم بقیه سکانس ها را هم می توانم و خدا را شکر عوامل همه بعد از اولین برداشت دست زدند برای من و خیلی راضی بودند . من هم یک اعتماد به نفس خیلی خوبی گرفتم .
به عنوان یک علاقه مند به فیلمنامه نویسی از روند فیلم راضی هستی ؟ بنظرت ۲۰ دقیقه اول خیلی تند و بقیه فیلم خیلی کند پیش نمی رفت ؟
ریتم فیلم یک دست است، حتی آنجاهایی که شما اشاره می کنید،داستان نقاط عطف بیشتری دارد، صحنه ها ، پلان ها ، حتی ریتم مونتاژی هم شاید تند تر از قبل باشد، اما فضا فضای سرد و ملال آور و تراژیک و تلخ است. خیلی خوشحالم که این حس به شما منتقل شده ، حتی سقوط ، حتی متلاشی شدن ، حس انزجار از زندگی وهمین باعث شده گمان کنید ریتم فیلم کند است.
دانیال برای بازیگر شدن چه کاری انجام میدی ؟
من سعی می کنم بیشتر فیلم بیبینم و مهمتر از آن چشم بینا وگوش شنواتری داشته باشم نسبت به هر آنچه در اطرافم اتفاق می افتد، بیشتردر جامعه باشم ، در میان مردمی که ممکن است نسبت به آن طبقه و خاستگاه شناخت کمتری داشته باشم، خوب و از نزدیک دوباره هم چیز را ببینم. بازی بازیگرانی را ببینم که دوست دارم بازیشون را و این خیلی به من کمک میکنه . نوع نقش هایی که می خواهم بازی کنم را خیلی بهش فکر می کنم . آقای کریمی خیلی از تجربیاتشون را در اختیارم می گذارند و به من کمک می کنند و اگر سوالی داشته باشم ایشون جواب میدن و دریغی ندارند .
قبل از اینکه تبلیغات غیر منتظره آغاز بشه پیشنهاد سینمایی داشتی ؟
بله داشتم ٬ کم هم نبود اتفاقاً ولی به دلایلی من قبول نکردم و دلیلش این بود که بیشتر درگیر درسم بودم و اینکه توی فکرم همیشه این بود که یک فیلم از من اکران بشه و ببینند بازی منو ٬ دیده بشم ٬ فید بک ها و باز خورد ها را بگیرم .
چرا فید بک بگیری ؟ اگر فید بک ها خوب بود چی میشد و اگر بد بود چی میشد ؟
بنظرم کسی که وارد یک حرفه میشه خیلی مرحله مرحله باید بره جلو توی درس یا ورزش یا هر چیزی . این خیلی بهش کمک میکنه . چون ورود به سینما یک مقوله ای است و ماندگاری یک مقوله دیگر و ارجح تر نسبت به آن برای این موندگاری در سینما و مشخص شدن نوع کریر خیلی با وسواس باید بره جلو و من سعی کردم که بتونم از تجربه دوستان استفاده بکنم .
الان پیشنهاد سینمایی زیاد داری ؟
الان هم دارم خدارا شکر .
بقیه پیشنهاد ها را چرا رد می کردی ؟
درگیر درسم بودم و دوست داشتم با وسواس بیشتری این کارو انجام بدم، .
برای فیلم بعدی ات چه فکری کردی ؟
دوست دارم نقشی را بازی کنم که عین شخصیت محمود در غیر منتظره فرازو فرود بسیار داشته باشد، همچنان دوست دارم بازی ام بیشتر دیده بشه .
حاضری موهایت را از ته بتراشی ؟
۱۰۰ درصد ٬ بازیگر در اختیار پروژه باید باشه و وقتی لازمه موهایش را هم بتراشد یا وزن کم و زیاد کند. برای فیلمی که دکتر کریمی در آینده نزدیک قرار است بسازد، یک روز با من صحبت کرد و گفت اگر قرار شد تو بازی کنی ، باید در صحنه هایی از فیلم موهایت از ته تراشیده شود. ومن بشدت استقبال کردم.
در سینمای ایران الگویی برای خودت داری ؟
من به هیچ عنوان الگویی برای خودم ندارم ٬ یادمه یک استاد داشتیم همیشه میگفت: "الگوبرداری ممنوع ٬ یعنی سقوط . الگو سازی بسیار" . یعنی تو زمانی که به جایی برسی که از یک الگو، الگو برداری کنی میشی کپی که نهایتش میشه کپی برابر اصل ولی باز هم کپی هستی. ولی اگه تو الگو سازی بکنی برای خودت ٬ یعنی رل مادل (Role Model) داشته باشی خوبه ، با خودت بگی چطور دیگرانی که شرایط فیزیکی و هوشی و عاطفی یکسانی با تو دارند ودر همان جامعه زندگی می کنند می توانند موفق شوند ولی تو نتوانی، پس تلاش کنیم ، برنامه داشته باشی و به خدا توکل کنی که تو هم به آن چیزی که به نظرت موفقیت است برسی. این یعنی الگوسازی ، اما اینکه غایت تلاش تو این باشد که بشوی عین کسی که الگوی تو بوده غلط است
(من دعا می کنم
تا آپ بعد خووووووووووووداااااااااااا ف ز

